شبیه خاطره آخرین بهارم بود
درست نیمه شب ساعت قرارم بود
قرارنه !همین که خدا کند باشد
(خدا کند که بیاید) همیشه کارم بود
چه کوله باری از این بهتر ای نسیم سحر
که حوریان بهشتی در انتظارم بود
دوباره جاده و مه ، شب ، شبح ، فراموشی
شبیه شانه ی چسبیده ای کنارم بود
قدم به زیر همان شانه ،سخت می لرزید
زمان گواهی سنگین کوله بارم بود
تمام این همه رفتن دوباره برگشتن
ستاره نقطه شبهای بی مدارم بود
چقدر شب که مرا دیدی و نپرسیدی
چقدر شب که ته آسمان مزارم بود
یک عمر تلخ و پیاده ، چرا نفهمیدم
یک عمر من خر او بودم وسوارم بود
کسی که دعوت دیدار آخرین لبخند
کسی که آینه ، آئینه وام دارم بو د
دروغ عین رسیدن دروغ مثل فروغ
کسی نبود بگویم درانتظارم بود!...
